----- عشق یعنی زندگی با یاد تو ، نیمای مهربون من -----
اشک رازیست ، لبخند رازیست ، عشق رازیست ... نغمه نیستم که بخوانی ، صدا نیستم که بشنوی یا چیزی چنان که بدانی مرا فریاد کن علف با صحرا ، ستاره با کهکشان دستت را به من بده قلبت را به من بده سخن خواهم گفت با تو خواهم گریست دستهای تو با من آشناست با تو سخن می گویم به سان علف که با صحرا به سان پرنده که با بهار با جنگل سخن می گوید ریشه های تو را دریافته ام با صدای تو آشناست
تو تموم زندگیمی نیما ـــــــــــــــــــــــــــــــــ نیمای من.... وقتی با هم حرف میزنیم صدای تو آرامبخش روح و روانم میشود وقتی به تو فکر میکنم انگار تمام خوبیها مال من است فکر میکنم که با هم در رودخانه ای شنا میکنیم و تن هر دو مان خنک میشود...... احساس میکنم بهترین لحظات زندگی را باهم خواهیم داشت و با این احساس لذتی وصف ناشدنی در من به وجود می آید.... سرشار از غرور می شوم از داشتن تو وبه خود می بالم که تو را دوست دارم.... افتخار میکنم که میتوانی با تمام سختیها کنار بیایی ومیدانی که این سختی ها نه ساخته ی من است و نه ساخته ی تو.... بلکه لازمه زندگی و زندگی کردن... من تو را دارم و با فکر این جمله انگار تمام شادیهای دنیا برای من است ـــــ زندگی کردن بدون تو برایم کسل کننده خواهد شد از با تو بودن لذت میبرم زیباترین لحظات را با تو دارم قشنگترین حرفها را با تو میزنم آرامترین لحظاتم زمانیست که به تو فکر میکنم و میدانم که چقدر دوستم داری و میدانی که چقدر دوستت دارم با تو هر جایی برای من بهشت است منکه هر لحظه دلتنگ توام حساب کن با گذشت ثانیه ها دقیقه ها ساعتها و گاهی روزها .... چقدر دلم برایت تنگ میشود مهربونم به حرمت دوست داشتنت دوستت دارم
من نوشت ۱ : ممنونم... بخاطر تموم محبت هاتون به خاطر تبریک هاتون... دوستتون دارم من نوشت ۲ : درسا و مژگان هر دو بی معرفتید من نوشت ۳: سبز باشید سلام بهونه ی قشنگ من برای زندگی.... آره گلم... بازم منم دیوونه ی همیشگیت.... 1 سال گذاشت... ا سال پراز خاطره های قشنگ همراه با اشکها و لبخندها... دلم در دیدن رویت همیشه می کند فریاد به یاد اولین دیدار که مهرت در دلم افتاد آخ... دیدی نیما پارسال 26 دی ماه روز پنج شنبه ساعت 6بعد ازظهر... اولین روزی که همدیگرو دیدیم وای چه اضطرابی داشتم اما تو خیلی آروم بودی وای نیما یادت میاد دیر رسیدم؟؟؟ هی زنگ میزدی که من دارم میرم/ پس کجایی؟ چرا نمیای.... منم تو مترو بودم... شلوغ بود هی میگفتم 5دقیقه دیگه میرسم... وای... از مترو که اومدم بیرون زنگ زدم گفتم کجایی؟ گفتی من رفتم... دیر کردی انگار دنیا تو سرم خراب شد گفتم باشه... خندیدی... گفتی دست راستت کمی جلوتر یه پرشیای نقره ایه بیا منتظرم و قطع کردی... برگشتم و ماشینت و دیدم یواش یواش اومدم جلو... سرمو دلا کردم تو ماشین و دیدم سر تکون دادی و با استرس در جلو رو باز کردم خجالت میکشیدم... اولین بار بود هم دیگه رو میدیدیم اما تو... خوش بحالت/ همیشه ریلکسی... از شیشه داشتم بیرون و نگاه میکردم گفتی نوشین خانوم؟ گفتم بله؟ گفتی میشه بگی هواست کجاست؟ چرا من و نگاه نمیکنی؟ وای نیما از خجالت مردم... سرمو اینداختم پایین... آخ چه روزی بود... از اون روز به بعد کم کم همدیگرو دیدیم تا به الان... دقیقا شد 1 سال حالا طوری شده که تحمل 1 دقیقه بی خبری از هم و نداریم اینقدر اس ام اس میدیم که روی مخابرات کم شده.... هرروز هم که میای شرکت دنبالم پنج شنبه ، جمعه ها هم که میریم ددر دودور... هههــــــــــــــــههه ه ه ه هــــه ه ه ههه ه ... این شده روزگار ما... من تو را ناب ترین شعر زمان میدانم ، و تو هم میدانی تا ابد در دل من می مانی . . . الهی قربونت برم یه هدیه ی ناقابل هم برای امروز گرفتم که بهت میدم یه ساعت مشکیه ی رومانسون... خیلی نازه مبارکت باشه عزیزم.... امروز هم منو تو و شیما ۳تایی میریم ددر دودور شیماتو وبلاگ خودش لو داد که واسمون چی خریده ۲تا عروسک گاو این هم عکس نازه خودته که بهم دادی فدای اون خنده هات شم.... دوستت دارم.... من نوشت 1: الوعده وفا... بعد از حدود ۵ ماه دیدید برگشتم نیمای من خیلی مهربونه... به مناسبت این روز قشنگ اجازه داد دوباره به اینجا برگردم... خوشحالم که برگشتم... خیلی.... من نوشت 2 : قالب وبلاگ رو عوض کردم من نوشت 3: آهنگم عوض کردم من نوشت 4: اسم وبلاگ از تو به یاد من نبودی من به یاد تو شکستم به من به یاد تو شکستم تغییر داده شد!!! من نوشت ۵: منتظر حرفهای قشنگتونم.... نظر یادتون نـــــــــــــــــــــــــره

اشک آن شب لبخند عشقم بود
قصه نیستم که بگویی ،
یا چیزی چنان که ببینی ...
من درد مشترکم ...
درخت با جنگل سخن می گوید ،
و من با تو سخن می گویم
نامت را به من بگو ...
حرفت را به من بگو ...
من ریشه های تو را در یافته ام
با لبانت برای همه لبها
و دستهایت با دستان من آشناست
در خلوت روشن
دستت را به من بده ...
ای دیر یافته
به سان ابر که با طوفان ...
به سان باران که با دریا ...
به سان درخت که
زیرا که من
زیرا که صدای من
![]()
.gif)

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()

![]()



![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |















